تبليغاتX
رز قرمز


رز قرمز

عاشقانه


وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیر
وای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیر
خسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته ام
در حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره ام
همه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پر از اشک شده و عین خیالم نیست ، عادت کرده ام دیگر….
عادت کرده ام از همنیشینی با غمها ، کسی دلسوز من نیست
قلبم رنگ تنهایی به خودش گرفته ، دیگر کسی به سراغ من نمی آید، تمام فضای قلبم را تنهایی پر کرده ، دیگر در قلبم جای کسی نیست
هر چه اشک میریزم خالی نمیشوم ، هر چه خودم را به این در و آن در میزنم آرام نمیشوم ، کسی نیست تا شادم کند ، کسی نیست تا مرا از این زندان غم رها کند
دلم گرفته ….
خیلی دلم گرفته….
انگار عمریست آسمان ابریست و باران نمیبارد…
انگار این بغض لعنتی نمیخواهد بشکند…
وای از دست چشمهایم ، وای از دست اشکهایم…
آرزو به دل مانده ام ، کسی در پی من نیست و خیلی وقت است تنها مانده ام
نمیگویم از تنهایی خویش تا کسی دلش به حالم بسوزد ، نمیگویم از غمهای خویش تا کسی دلش به درد آید
من که میدانم کسی نمینشیند به پای درد دلهایم ، اینک دارم با خودم درد دل میکنم…
دلم گرفته ، رنگ و رویی ندارد برایم این لحظه ها ، حس خوبی ندارم به این ثانیه ها
میدانم کسی نمیخواند غمهایم را ، میدانم کسی نمیشنود حرفهایم را ، حتی اگر فریاد هم بزنم کسی نگاه نمیکند دیوانه ای مثل من را….
میدانم کسی در فکر من نیست ، تنها هستم و کسی یار و همدمم نیست ، میمانم با همین تنهایی و تنها میمیرم، تا ابد همین دستهای غم را میگیرم

نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 1:13 توسط مهدی   

 

تو مضنوني به عشق من

تمام ارزوهامون دارن از ياد تو ميرن

دلم ميگيره از چشمات

که اشکامو نمبينه

تمام لحظه هاي من  دوباره بي تو غمگينه

اميد و دل خوشيم اينه يک لحظه بودن با تو

چه ميدوني از احساسم که انکار ميکني عشقو

چه ميدوني از اين روزا

از اين روزاي باروني  . . .

منو باش دارم از چي برات ميگم

تو که با من نميموني ! .  .

من ازادم ازاين دنيا به عشق تو  چه پابندم

ميدونم اخر راهيم ولي چشمامو ميبندم

برام دلواپسي داره به ياد اوردن چشمات

دارم ميرم که با عشقم دوباره نشکنه دنيات

دلم ميگيره از حرفات تو مضنوني به عشق من

تمام ارزوهامون دارن از ياد تو دارن ميرن

بگید بباره بارون

دلم هواشو کرده

بگید تموم شدم من

بگید که بر نگرده

بهش بگید چه کردم

بهش بگید بریدم

نه اون به من رسیدو

نه من به اون رسیدم

بگین به زیر بارون

خراب و درب و داغون

از آدما فراری

از عاشقا گریزون

بذار کسی نبینه

غرور گریه هامو

 بذار کسی نفهمه

غم تو خنده هامو

یه داغ سخت سختم

یه باغ بی درختم

سپیدگی سپارم

سیاه روز بختم

تنم داره می لرزه

تو این هوای خلوت

گاهی نداشتن دل به داشتنش می ارزه

تقدیم به کسانی که عشق واقعی رو تجربه کردن

خدایا! مرا از خود مران ، مرا به خودم وا مگذار.
خدایا! دلم تنگ است برای هم صحبتی با تو. مرا در خودم غرق مکن. نگذار که در مرداب خود پرستی ام دست و پا زنم.
خدایا! لذت با تو بودن را با لذت غرق در گناه از من مگیر. خدایا! طعم عبادت خالصانه ات را بر من بچشان و بر من نور رحمتت را بیفشان.
خدایا! قلبی ده که جز یادت هیچ چیزخشنودش نکند. خدایا! سری ده که جز فکر تو در آن نباشد. خدایا! دستی ده که جز فرمان تو نبرد. خدایا! پایی ده که جز به راه تو نرود. خدایا! زبانی ده که جز کلام تو هیچ نگوید. چشمی ده که جز بزرگیت هیچ نبیند. گوشی ده که جز سخن تو هیچ به جان نگوید.
خدایا! بر من لطفت را بباران. خدایا! اگر گناهان من به اندازه ریگ بیابان باشد ولی لطف و رحمت تو بیشتر از گناهان من است. می دانم که مرا بارها و بارها بخشوده ایی و من بارها و بارها توبه ی خود شکسته ام. اما چه کنم که من بنده ی خطاکارم و تو خدای خطاپوش. چه کنم که اگر خدایم نبودی هرگز خطا نمی کردم که چون تویی مهربان، در تمام عالم نیست که از من درگذرد.
خدایا! مرا به حال خود مگذار. مرا در این نیستیم تنها نگذار. بگذار که هستی ام را در تو پیدا کنم. بگذار که این وجود فانی ام را به وجود پاینده تو زنده نگه دارم.
خدایا! مرا از مرحمتت محروم مگردان. مرا با تمام بدی هایم ببخشای و مرا از وجود پر مهرت محروم نکن.
خدایا! تو می دانی که من محتاج توام می دانی که جز تو کسی را ندارم می دانی که هر لحظه به تو نیازمندم، پس دستم را بگیر و یاریم ده که تو را فرمان بردار باشم و تو را به شایستگی بندگی کنم. و هیج وقت هیج وقت تو را از یاد نبرم.

 

 

نوشته شده در پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 19:14 توسط مهدی   

در دلم به اندازه تمام کلماتی که حرف زده ام سکوت دارم
گاهی چه زیبا و آرام بخش است این سکوت
و گاهی چنان احساس خفقان می کنم که می خواهم با تمام وجودم از ته دل فقط فریاد بکشم
تا تو بودی سکوت معنا نداشت
غم معنا نداشت
همه شور بود و هیجان
لبهایم با کلمات غریبه شده اند
کلمات برای ساختن یک جمله کنار هم جا نمی گیرند
من همچنان در سکون و سکوت هستم
ولی.......
همانند پری که باد آن را به این سو و آن سو می برد در خلا سرگردانم
بی هیچ اراده ای
نه نیازی هست
نه شوری هست
نه امیدی
که بخواهم به آینده بنگرم
روزمرگی ها تمام زندگی را فراگرفته است
رقابت خورشید و ماه برای نمایان شدن روز به روز سخت تر می شود.
و هدف در این رقابت جای خود را گم کرده است

پس ناگزیرم که این سکون و سکوت را حفظ کنم

تا تو برگردی . . .

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 0:2 توسط مهدی   


به او بگویید دوستش دارم با صدایی آهسته

آهسته تر از صدای بال پروانه ها

به او بگویید دوستش دارم با صدایی بلند

بلند تر از صدای پرواز کبوتران عاشق

به او بگویید دوستش دارم با هیچ صدایی

چون فریاد دوستت دارم

نیاز به صدای بلند یا کوتاه ندارد

فریاد دوستت دارم را

میتوان با تپش یک قلب به تمام جهانیان رساند

پس بگذار بدون هیچ شرمی بگویم

«دوستت دارم»

 

نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 13:37 توسط مهدی   

 به او نگاه می کنم ٬ به او که چون بهشت بر من می پیچد و پروازم می دهد .  

به او که لبهایش از اندوه من می لرزند .       

به او که دستهای نیرومندش ٬عشقی که سالها پیش اجازه اش را از من گرفتند جرعه جرعه به من می نوشاند . . . . .        

به او که چشمهایش در عمق سیاهی می خندید و دنیایم را ستاره باران می کرد.     

به او که باورش کردم و دل به او باختم

به او که دلم می خواهد در آغوشش چشمهایم را بر هم بگذارم و هرگز ٬ هرگز ٬هرگز به روی دنیا بازشان نکنم         

 به او که تکه ای از قلب مرا با خود خواهد برد      

به او که مرزهای سرنوشت ٬ سالها پیش دوریش را از من رقم زده است. سراسر زندگیم را اندوهی پر کرده است که روزها و ماهها از این سال به سال دیگر آنها را با خود می کشم و میدانم که زمان ٬ شاید زمان ٬ داغ مرا بهبود بخشد ولی هرگز فراموش نخواهم کرد که از پشت این دیوار شیشه ای نگاهش چگونه عمق وجودم را لرزاند .     

لبهایش لرزش لبهایم را نوشید و دستانش ترس تنم را چید و نفسهایش برگهای رنگین خزان را به باران عاشقانه بهار سپرد .

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 18:34 توسط مهدی   

تمام زندگیم را دلتنگی پر کرده است...

دلتنگی از کسی که دوستش داشتم و عمیق ترین درد ها و رنجهای عالم را در رگهایم جاری کرد !

درد هایی که کابوس شبها و حقیقت روزهایم شد٬ دوری از تو حسرتی عمیق به قلبم آویخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهای دردناک داغ ستم پوشاند

 دلتنگی برای کسی که فرصت اندکی برای خواستنش ٬ برای داشتنش داشتم.    

دلتنگی از مرزهایی که دورم کشیدند و مرا وادار کردند به دست خویش از کسانی که دوستشان دارم کنده شوم .

در انسوی مرزها دوست داشتن گناه است ٬ حق من نیست ٬ به اتش گناهی که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند .


نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 18:13 توسط مهدی   

حرفي دارم براي گفتن و راهي ندارم براي ماندن

 شوقي ندارم براي از عشق نوشتن و جايي ندارم براي رفتن 

 اينگونه بايد بمانم و بسوزم و بسازم با اين عشق خيالي

 عشقي كه اخرش پيدا نيست و زندگي با تو يك روياست

تقصير قلبم بود كه عاشق شدم تا چشم بر روي هم گذاشتم ديدم كه اسير شدم!

اسير قلبي كه باور نميكند مراحس نميكند مرا در لحظه هاي تنهايي اش!

هنگام گفتن درد دلهايم صداي مرا نميشنوي !هنگام اشك ريختن گونه خيس مرا نميبيني

احساس ميكنم  برايت سرگرمي هستم!تو با من بازي ميكني و من تنها نظاره گر هستم

تو ارزويي در دلت داري!افسوس كه من جايي در ارزوهايت ندارم

حرفي ندارم براي گفتن!راهي ندارم براي ماندن

تحمل ميكنم اين عذاب را!منتظر ميمانم تا بيايد روزي كه يا مرا تنها ميگذاري و يا

عاشقانه با من ميماني

مرا باور كن اي عشق!نزار در خيال با تو باشم

بگذار هميشه عاشق تو باشم

به حقيقت اين عشق ايمان داشته

مرا درك كن وايمان داشته باش

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم

به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت .

تقدیم به تو ای خیال من                                     ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من

                                        تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم.

تقدیم به تو که یادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست .

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 15:33 توسط مهدی   

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

چقدر سخته که تو چشمای کسی که تموم عشقت رو ازت دزدید

وبجاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنی و به جای

 اینکه لبریز کینه و نفرت شی!حس کنی که هنوز هم دوستش داری

 

چقدر سخته که دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر

اوار غرورش همه وجودت لح شده

 

چقدر سخته که تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش

 هیچی به جز سلام نتونی بگی

 

چقدر سخته که وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه

 اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوز هم دوستش داری

 

چقدر سخته که گل ارزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی

و اون وقت اروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك www.bahar-20.com

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

حرفي دارم براي گفتن وراهي ندارم براي ماندن
 
 شوقي ندارم براي از عشق نوشتن وجايي ندارم براي رفتن

اينگونه بايد بمانم وبسوزم و بسازم با اين عشق خيالي

 عشقي كه اخرش پيدا نيست وزندگي با تو يك روياست

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com


تقصير قلبم بود كه عاشق شدم تا چشم بر روي هم گذاشتم ديدم كه اسير شدم!

اسير قلبي كه باور نميكند مراحس نميكند مرا در لحظه هاي تنهايي اش!

هنگام گفتن درد دلهايم صداي مرا نميشنوي !هنگام اشك ريختن گونه خيس مرا نميبيني

احساس ميكنم  برايت سرگرمي هستم!تو با من بازي ميكني و من تنها نظاره گر هستم

تو ارزويي در دلت داري!افسوس كه من جايي در ارزوهايت ندارم

حرفي ندارم براي گفتن!راهي ندارم براي ماندن

تحمل ميكنم اين عذاب را!منتظر ميمانم تا بيايد روزي كه يا مرا تنها ميگذاري و يا

عاشقانه با من ميماني

مرا باور كن اي عشق!نزار در خيال با تو باشم

بگذار هميشه عاشق تو باشم

به حقيقت اين عشق ايمان داشته

مرا درك كن وايمان داشته باش

نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 16:32 توسط مهدی   


قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت